جمال رضايى
452
بيرجندنامه ( فارسى )
سير بدوّ sire bodow : سيرى / سورى / به دو ور قلاه روّ var qal'e row : بر ( به ) قلعه برو . وركنگران قلاه روّ var kongorane qal'e row : بر كنگرههاى قلعه برو و در پايان اين مراسم سبويى سرشكسته « 1 » پر از خاكستر و خاكروبه مىكردند و از بالاى بام خانه توى كوچه مىافكندند و معتقد بودند كه « نكبت » را از خانهء خود دور مىاندازند . اما امروزه اين آيين در غروب آخرين سهشنبه ( شب چهارشنبه ) اسفندماه برگزار مىشود بدينگونه كه توى كوچه يا در حياط خانه در چند نقطه ( معمولا هفت جا ) با فاصلهاى مساوى و در يك راستا مقدارى بوته و هيزم برمىافروزند و با جستوخيز و شادى از روى شعلههاى آتش مىپرند و مىگويند : زردى ما از تا zardi mo az to : زردى من از تو سرخى تا از ما sorxiye to az mo : سرخى تو از من قم ما از تا qame mo az to : غم من از تو شادى تا از ما sadi to az mo : شادى تو از من . و در ضمن اجراى برنامهء شادى به پخش كردن و خوردن « آجيل » مىپردازند . آجيل « چارشنبهسورى » مخلوطى است از ميوههاى خشك و تخمهها و دانهها و پسته و بادام و . . . بو داده و نمكزده ( شور ) كه هنوز آن را مخصوص اين شب فراهم مىكنند . 2 - 1 - عرفه : « عرفه » در زبان عربى به روز نهم از ماه ذى الحجّه گفته مىشود كه روز وقوف حاجيان در مقام « عرفات » است . چون آن روز ، روز پيش از « عيد قربان » است ايرانيان روز پيش از « عيد نوروز » را نيز عرفه خوانده و مىخوانند . در اين روز كه روز پايان ماه اسفند است مردم بيرجند - بويژه مردان و جوانان - عصر هنگام از خانه بيرون مىآمدند و به « كشمان » ها و كشتزارها مىرفتند و « پا بر سبزى » مىنهادند و با اين تفرّج به پيشواز « نوروز » و « بهار » مىرفتند و براى آن « شگون » قائل بودند . واژهء « عرفه » را برخى « الفه alafe » فراگو مىكردند و تصور و گمانشان اين بود كه چون در آن روز پا بر سبزى ( علف ) مىگذارند آن روز به اين نام خوانده مىشود .
--> ( 1 ) . كندل kandel .